وقتی که خط فاصله مرسوم می شود
فکری به جرم خاطره محکوم میشود

بعدش شبیه قصه داش آکل و...، چه حیف/
پرونده ای به مرگ تو مختوم میشود

فردا، سپیده و تیرک، طناب و دار...
قلبی هزار مرتبه معدوم میشود

آن دست سبز سهم سزاوار سینه ام
راهی به خاک سرد و شب شوم میشود

در گیر و دار پرسه، دل هرزه گرد من
تسلیم سایه های خسته مسموم میشود

حــوّای بیشـــــــرفِ در درون من
روزی دوباره کودک معصوم میشود


 

نوشته شده توسط مهسا زرین در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت 19:4 موضوع غزل | لینک ثابت