زن پشتِ پرده حجابش شکسته بود دستانِ کاغذيش سرد و خسته بود
هرگز دلی به تماشا نبسته بود یک حادثه سر راهش نشسته بود

آهي، دوباره گريه کنان زرد و تلخ و سرد يک شعله گيسوي سبزش شکنجه کرد
معتای فاجعه یک واژه بود «درد» شبگرد خانه نشین خوابِ کوچه گرد
نوشته شده توسط مهسا زرین در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 15:24 موضوع سایر شعرهای کلاسیک | لینک ثابت
پرده اول
شيشه پنجره، شب، جام شراب غصه شاعري و نام خراب
گونه هاي تر و اين بغض سمج لب به لب فاصله تا کام سراب
پرده دوم
مستي و راستي و بهت سکوت پر پرواز و رها تا ملکوت
تشنه نشئگيِ عطرِ خدا عاشقانه ي به تمناي قنوت
پرده سوم
«آي خانوم، خونه داريم، چند ميگيري؟» تف به ذاتت عوضي مردِ پ ي ر ي
پاره شد خواب خوش و عشق و خدا عشق کجا بود توي اين هير و ويري؟!
پ.ن1: اين شعر را با اجازه ماه شب مهتاب پست ميکنم.
پ.ن2: شخص يا اشخاص خاصي مدنظر نيستند، جامه عزيز ايراني را عرض ميکنم.
پ.ن3: تولدم مبارک!
پ.ن4: ماه شب مهتاب فرمودند آن واژه نامانوس را عوض کنم، چشم عوض کردم.
نوشته شده توسط مهسا زرین در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 11:29 موضوع سایر شعرهای کلاسیک | لینک ثابت
ماه بالای سر ممد نیست اهل آبادی مردن
توی این بی خوابی٬خواب غربت را می دوشم
باغ همسایه چراغش سوخته من اتاقم خاموش
ماه خوابیده رو بشقاب پلو به لب بطری دوغ
گرگ ها می خوانند مرغ حق هم اصلا
هیچ نزدیک من است پشت باد دم صبح پشت خواب غربت
و خیابان پیداست
بی عبوری از دور٬مثل ماشین خدا٬مثل نور یک تیر
نیمه شب باید باشد
آسمان خوابیده٬مثل تنهایی روز٬مثل آسفالت و درخت
آسمان مشکی است٬روز هم مشکی بود
غربتم زیبا نیست٬روز هم پیدا بود
یاد من باشد فردا صبح٬بگیرم تا شب فردا بخوابم
یاد من باشد هرچه ماهی که دلش را خوش کرد٬
زود از آب بگیرم٬تا بمیرد سر ضرب
یاد من باشد کاری نکنم٬که به قانون وطن شک بکنم
یاد من باشد ممد تنهاست
ماه بالای سر ممد نیست
نوشته شده توسط مهسا زرین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 3:38 موضوع سایر شعرهای کلاسیک | لینک ثابت
مانده تا سبز شوند این همه نیلوفر آواره بم
مانده تا کیسه تو پر شود از میوه و سبزی و کلم
مانده تا بسته شود پوزه این مردم بد
ناتمام است جسد
زیر برف است تمنای شنا کردن دل توی فضا
قرص اکس است دوا
در هوایی که نه افزایش یک جیغ طنینی دارد
و نه آواز علی می رسد از زیر هزاران متر خاک
تشنه زمزمه ام
مانده تا کیف مامان پر شود از صحبت عیدی و حقوق
پس چه باید بکنم؟
من که از زشت ترین قاب توی قبرستون
تشنه زمزمه ام
بهتر آن است که برخیزم
خط کشی بردارم
روی تنهایی خود نقشه ایران بکشم
نوشته شده توسط مهسا زرین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 ساعت 2:53 موضوع سایر شعرهای کلاسیک | لینک ثابت
حافظ که خوب تو را می شناخت٬دادش بلند بود:
"خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست"
وای این دلم بخدا
آنروزها صبور نبود اینگونه بی خیال
بی عشق
بی شور
شور از دلم که رفت
عشق از دلم که مرد
صبر آمد و نشست
وای٬بی خیال
اینگونه اینچنین منشین ای دل محال!
بی انتظار....
چشمم برای تو از عشق تا سحر
هی قصه گفت وگفت
اما سحر که رفت٬
خوابم ربوده بود
خوابم دریده بود
ای کوچه های بی خاطره و بی خیال روز!
وای از شما....
نوشته شده توسط مهسا زرین در یکشنبه هفتم اسفند 1384 ساعت 4:34 موضوع سایر شعرهای کلاسیک | لینک ثابت
درباره وبلاگ

حراج کردم همه رازهایم را یکجا
دلقک شدم با دماق پینوکیو و بوته گَونَی به جای موهایم!!!
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
کانون زنان
وب سایت رسمی علی
SmartyGeek (روزمره های علی)
سکوت مهسا (روزمره های من)
بهترینِ بهترینِ من! (وبلاگ مشترک من و علی)
وبلاگ دوستداران حسین پناهی
پاییزان (رسول کامرانی)
آوای آزاد
peace4ever (امید)
OldYounG
با چشم ها (امیر و محسن)
راهی
NihilisT
پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست
هیچ نامه
پوچ.س..ت...ا....ن
فایرفاکس بدون فیلتر
نان و شراب (لی لی)
آخرین چریک (عماد شوشتری)
عابری زیر آسمان سربی کوتاه
لکاته ای که الزامن تو نیستی (دانیال قندی)
آزادی، رویای آزادی (باران)
غزلکده
زخمهای نشمرده
شاهین نجفی
پشت چراغ قرمز (عسل)
کچل شماره یک (عسل)
هیچ شعری شاعر ندارد (شراره جمشید)
کوچ (میترا معینی)
پیوندهای روزانه
دوباره هم بامداد
دانلود ایبوک ها و کتابهای فارسی (رایگان)
حسین پناهی
فروغ فرخ زاد
احمد شاملو
ویکی نبشته
کتابخانه شعر تبیان
سخن
سارا شعر
زیبا شیرازی
نوشته های پیشین
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
طراح قالب
POWERED BY